كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

439

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

وَ ما كانَ الْمُؤْمِنُونَ و روا نيست و نشايد مؤمنان را لِيَنْفِرُوا آنكه بيرون روند به غزا كَافَّةً همه ايشان چه امر معيشت مختل مىماند فَلَوْ لا نَفَرَ پس چرا بيرون نروند يك كس يا دو تن يا بيشتر مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ از هر جمعى كثير از ايشان مراد قبيله و اهل بلده‌اند طائِفَةٌ گروهى اندك كه بجهاد روند و باقى توقف نمايند لِيَتَفَقَّهُوا تا طلب دانش كنند فِي الدِّينِ در دين و فقه آموزند و از عبد الرزاق بن همام مرويست كه مراد اصحاب حديث‌اند وَ لِيُنْذِرُوا و تا بيم كنند فقها قَوْمَهُمْ گروه خود را إِذا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ چون بازگردند از غزوه بسوى ايشان لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ تا باشند كه ايشان حذر نمايند از آنچه بيم كرده مىشدند از ان يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اى كسانى كه گرويده‌ايد قاتِلُوا الَّذِينَ كارزار كنيد با آنان كه يَلُونَكُمْ نزديك شمااند مِنَ الْكُفَّارِ از ناگرويدگان مثل يهود كه در حوالى مدينه مىباشند و گفته‌اند اهل روم مراد است كه در ولايت شام بودند و شام قريب به مدينه است و بر هر تقدير قتال كنيد با دشمنان نزديك وَ لْيَجِدُوا و بايد كه بيابند كافران و فهم كنند فِيكُمْ غِلْظَةً در شما درشتى به نسبت خود يعنى عنفى در مقال قبل از وقوع قتال يا شدتى و صبرى بر مقاتله يا شجاعتى در حين محاربه وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ و بدانيد كه خداى مَعَ الْمُتَّقِينَ با پرهيزگارانست بحفظ اعانت و نصرت در فتوحات مذكورست كه حق سبحانه و تعالى مؤمنان را بقتال كفار اقرب مىفرمايد و هيچ دشمنى از نفس اماره كافر نعمت بدتر نيست و نزديك‌ترين دشمنان به تو اوست كه اعدى عدوك نفسك التى بين جنبيك پس اشتغال بقتال او كه عبارت از جهاد اكبر است اولى و انسب مىنمايد و اليه الاشارة فى المثنوى المعنوى مثنوى اى شهان كشتيم ما خصم برون * ماند ازو خصمى بتر در اندرون قد رجعنا من جهاد الاصغريم * اين زمان اندر جهاد اكبريم سهل شيرى دان كه صفها بشكند * شير آن را دان كه خود را بشكند وَ إِذا ما أُنْزِلَتْ و چون فرستاده شود سُورَةٌ پاره از قرآن فَمِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ پس از منافقان كسى هست كه گويد با منافقان ديگر از روى انكار و استهزا يا با ضعفاى مؤمنان گويند أَيُّكُمْ زادَتْهُ كيست از شما آنكه بيفزود او را هذِهِ اين سوره إِيماناً گرويدنى يعنى آن‌كس كدام است كه اين سوره ايمان او را زيادت كرد فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا پس اما آنان كه گرويده‌اند به راستى فَزادَتْهُمْ إِيماناً پس زيادت كرد اين سوره ايشان را يقين و ثبات در دين يا چون زيادت شد علم ايشان به‌واسطه تدبّر درين سوره ايمان برين سوره منضم گشت با ايمان ايشان به سورهاى ديگر وَ هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ و ايشان شادمان مىشوند بنزول آنكه سبب زيادتى كمال و واسطه ارتفاع حال ايشانست وَ أَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ و اما آنان كه در دلهاى ايشان بيمارى شك و نفاق و حسد و حقد و بغض با سلام است فَزادَتْهُمْ پس زياده مىكند آن سوره ايشان را رِجْساً إِلَى رِجْسِهِمْ شكى مذموم به شك ايشان يعنى در سورهاى ديگر شك داشتند پس شك ايشان درين سوره الربع انضمام يافت بدان شك تا بيفزود كفر ايشان بر كفر وَ ماتُوا و بمردند يعنى استحكام يافت اين صفت در ايشان تا وقتى كه بمردند وَ هُمْ كافِرُونَ و ايشان كافران بودند .